تبليغاتX
اشک یخی - شادم

از روزی که منو تو برای هم خاطره باشیم می ترسم...

 

شادم که در شرار تومی سوزم

شادم که در خیال تو می گریم...

 
شادم که بعد وصل تو بازاینسان

در عشق بی زوال تو می گریم ...


پنداشتی که چون زتو بگسستم

دیگرمرا خیال تو در سر نیست ...


اما چه گویمت که جز این اتش

بر جان من شراره دیگر نیست ...


شادم که همچو شاخه خشکی باز

 در شعله هخای قهر تو می سوزم...


گوئی هنوز ان تن تبدارم..........

کز اتش عشق تو می سوزم...

View Full Size Image

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 18:34 نويسنده یگانه

<\body> <\body>