تبليغاتX
اشک یخی -

از روزی که منو تو برای هم خاطره باشیم می ترسم...

توساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن

به اين كه من دوست دارم حتي يه ذره شك نكن

 

جان اسير دل ،دل اسير دوست

دوست چه مي داند ،‌دل اسير اوست

 

رفتم از شهر خدا ستاره چيدم واسه تو

تو ستارمو سوزوندي ،‌آخرش گفتي برو

آي دلت بسوزه بي رحم ، تو اسير دلتي

كاش مي دونستي عزيزم ،‌اون ستاره خودتي

+ تاريخ سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:50 نويسنده یگانه

<\body> <\body>