تبليغاتX
اشک یخی

از روزی که منو تو برای هم خاطره باشیم می ترسم...

 

به نام خدا

مادر عزيزم

من هيچ وقت توي زندگي با كسي كه به اندازه تو دوستش داشته باشم ملاقات نداشتم

هيچ كس هيچ موقع به اندازه ي تو باعث نشده بود كه من احساس خوشبختي كنم

تو اين توانايي رو داشتي كه من رو مجذوب خودت كني

تو روح بزرگي داري

وقتي به خاطر يه چيزايي دعوام مي كني ، احساس مي كنم برات مهمم  حتي اگه اينطور نباشه

وقتي به مسائل من اهميت مي دي احساس رضايت مي كنم

كاري  كه براي خوشحال كردن من انجام مي دي برام ارزشمنده

شخصيت و حس مسئوليتي كه داري منو شگفت زده مي كنه

بهترين خاطرات زندگيم با تو بودنه

از زماني كه به تو پيوستم بزرگ شدم و ديگه شيطنت نمي كنم

به تو افتخار مي كنم حتي روزي كه نباشم

 

 

 View Full Size Image

 

زيباتر از تمامي دنياست مادرم

مثل بهار عاطفه زيباست مادرم

سرسبزتر از جنگل عشق

پربارتر از نخل تمناست مادرم

خورشيد خسته ي چشمش هنوز هم

درخشنده تر از لوءلوء لاله هاست مادرم

در آسمان آبي شبهاي باورم

روشن تر از تمامي ثرياست مادرم

وقتي ميان جاده ي بن بست مي ترسم

بينم براي ياري ام آنجاست مادرم

خوشبوتر از شميم خوش باغهاي ياس

شكفته تر از خنده ي گلهاست مادرم

با روح عشق بر سر سجاده نماز

چون ذهن پاك و مصفاست مادرم

هر كجا كه كارها مي خورد گره

تنها كليد حل معماست مادرم

 

 

 View Full Size Image

دل كه تنگ است...!

دل كه تنگ است كجا بايد رفت ؟!

با كه بايد آميخت ؟!

به كه بايد پيوست ؟!

به درو دشت و دمن يا به باغ و گل و گلزار و چمن ؟!

يا به يك خلوت تنهايي امن ؟!

پير فرزانه من بانگ برآورد كه اين حرف نكوست

دل كه تنگ است برو خانه دوست

خانه اش خانه توست

شانه اش جايگه گريه توست

سخنش راهگشاست

بوسه اش مرهم زخم دل تو

عشق او چاره دلتنگي توست

دل كه تنگ است برو خانه دوست

خانه اش خانه توست

خانه اش خانه توست..........

 

View Full Size Image

 

  

اگر ماه بودم به هر جا كه بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم اگر سنگ بودم به هر جا كه بودي سر بر رهگذار تو مي گذاشتم  اگر ماه بودي به هر جا كه بودي شايد شبي با صد ناز بر لب بام من مي نشستي اگر سنگ بودي به هر جا كه بودم مرا مي شكستي ..!

 

 View Full Size Image

+ تاريخ یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 1:33 نويسنده یگانه

 

خدایا ...

آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهایم گذاشت
                           تو در تنهاترین تنهاییش تنهایش نگذار ...

                                                                                                   

                        

+ تاريخ شنبه یکم تیر 1387ساعت 0:50 نويسنده یگانه

<\body> <\body>