تبليغاتX
اشک یخی

از روزی که منو تو برای هم خاطره باشیم می ترسم...

 

رفتی و زنده نگه داشته ام یاد تو را

از خدا می طلبم زندگی شاد تو را

دوش من بود و یاران تو و مجلس شوق

که شبی تازه کنیم از سر جان یاد تو را

می زدم بوسه به عکس تو میان شمع و گل

با غمت جشن گرفتم شب میلاد تو را

 

به روی برگ زندگی دو خط زرد می کشم

و چشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم

تو رفتی و کسی نگفت با خودش

که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 13:7 نويسنده یگانه

<\body> <\body>