کاش می دیدم چیست
خانه
طالع بینی. تعبیر خواب
آبان 1387
کتابهای نانو و رایانه
DESIGNED BY
|
كه يادم انداختي كه يادم افتاد كه بهت گفته بودم يادم بندازي كه
مصنوعي روش هم يه كارت زدم كه نوشته بودم تا وقتي آخرين گل پژمرده نشده به
كسي رو دوست نداشته باش كه بتوني باهاش زندگي كني كسي رو دوست داشته باش كه نتوني بدون اون زندگي كني
- چه آرزويي داري؟ - نمي شه بگم خيلي خصوصيه - اونقدر كه به من نمي گي؟ - آره - تو رو به جون من بگو آرزوت چيه؟ - گفتم كه نه - مي رم ها ... - خب برو...اون وقت من به آرزوم مي رسم
دلگيرم ولي با ز تو را ديدم و گفتم بي تو مي ميرم
يه سوال :
چرا يه عاشق هميشه تنهاست؟!
اي عشق واقعي چگونه ستايشت كنم در حاليكه قلبت از محبت بي نياز است چگونه ببوسمت وقتي كه عشقت در وجوم جاريست بگذار نامت را تكرار كنم نامت زيباست دلنشنين است چه داشتي كه اينگونه مرا طلسم كردي؟! من اينگونه نبودم تو عشق را با من آشناكردي تو هواي دلم را با طراوت كردي زمانيكه با تو به آسمان بيكران عشق پرواز ميكنم پس بدان گرچه پايان راه را نميدانم
ديشب شب روياي تو بود و تو نبودي در گوش من آواي تو بود و تو نبودي دل زير لب آهسته تمناي تو ميكرد در حسرت ايماي تو بود و تو نبودي آن عطر قلم جوهر عشق و دل رسوا خواهان هوس هاي تو بود و تو نبودي صد قافيه زد دل به هواي سر كويت دل وسعت درياي تو بود و تو نبودي ديشب كه گل از آينه ماه گل انداخت در فكر تمناي تو بود و تو نبودي
![]() رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يك پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشمهاي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم كه ديگر برنگردم پيش تو راهمان با اين كه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشكني قلب پريشان مرا دل شكستن كار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهدمان را بشكني اين شكستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي كه مهتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن
كتاب دلتنگي هايم را در تاقچه دلت جا مي گذارم تا اگر روزي تقويم زندگي ات خاطرات شيرين گذشته را به يادت انداخت نگاهي به آن افكنده و بداني از اولين تا آخرين فصل بودنم تنها سوالم اين بود كه بي جواب ماند چرا براي خزان دلم بهاري نيست؟
تقدیم............
تنهایی مرام عشق
۱- دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من هنگام با تو بودن پيدا ميكنم.
2- هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد
باعث اشك ريختن تو نمي شود.
3- اگر كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوستت ندارد ،
به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
4- دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.
5- بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي
و بداني كه هرگر به او نخواهي رسيد.
6- هرگز لبخند را ترك نكن ، حتي وقتي ناراحت هستي
چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو باشد.
7- تو ممكن است در تمام دنيا يك نفر باشي ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
8- هرگز وقتت را با كسي كه حاظر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
9- شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي
و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني
شكرگذار باشي.
10- به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آنچه پس از ان آمد لبخند بزن.
11- هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به
ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را ازرده دوباره اعتماد نكني.
12- خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي
قبل از آنكه ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.
13- زياده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترين چيزها در زماني اتفاق
مي افتد كه انتظارش را نداري.
![]()
اگه یکی رو دوست داشته باشی
نمیتونی تو چشماش زل بزنی
نمیتونی دوریش رو تحمل کنی
نمیتونی بهش بگی چقدر میخوایش
واسه همینه که عاشقا دیوونه میشن
![]() دوستت دارم ، بی نهایت ، عاشقانه خالصانه بدون هیچ شبهه ای
من آن گلبرگ مغرورم
که می میرم ز بی آبی
ولی با منت و زاری
پی شبنم نمی گردم ....
نظر يادت نره جيگر
اگر ديدي توي يه اتاق تاريكي ...؟! ديوارهاي دور و برت قرمزن! و از همه طرف خون مي ريزه! نترس! تو، توي قلب مني.
![]() من به غیر از تو نخواهم ،چه بدانی، چه ندانی
از درت روی نتابم ،چه بخوانی ،چه برانی دل من میل تو دارد، چه بجوئی، چه نجوئی ![]() من که بیمار تو هستم چه بپرسی ، چه نپرسی، جان به راه تو سپارم ،چه بدانی، چه ندانی می توانی به همه عمر دلم را بفریبی ![]() ور بکوشی زدل من بگریزی نتوانی دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی ![]() جانی از بهر تو دارم ،چه بخواهی ،چه نخواهی شعرم آهنگ تو دارد ،چه بخوانی ،چه نخوانی ![]()
از دريا پرسيدن عشق چيست، گفت:خشكيدن........از گل پرسيدن عشق چيست، گفت:پرپر شدن........ از زمين پرسيدن عشق چيست، گفت: لرزيدن............. از آسمون پرسدين عشق چيست، گفت: باريدن..........از انسان پرسيدن عشق چيست،ناگهان ندايي از درونش گفت:جدايي
سهم مرگ .... ! ! ! دلم می خواهد لحظه ای چشم هایم را ببندم تادرپشت تاریکی وظلمت ان تصویری ازرنگین کمان راببینم . دلم می خواهد فقط برای لحظه ای فریاد بزنم ! تابگویم من هم همصدای باد هستم . دلم می خواهد قفسی بسازم تا گریه هایم را پشت میله هایش زندانی کنم . دلم می گوید باریدن حق اسمان است ... می گوید مریم گلی خوشبوست ماهی حق دریاست ... انسان حق زمین .... و مرجان حق زندگی .... اخر دلم میگوید سنگها حق کوهند و قله ها حق برفها ... اما من که هستم ؟ سهم کدامین دریا کدامین کوه وووووووووو ویا شاید سهم مــــــــــــــــــــــــــــــــرگ اخر مرگ پایان عشق نیست پایان صداقت نیست و دلم می خواهد تا اوج ابی بیکران پرواز کنم اخر روزی من هم عاشق بودم اخر این را دلم می گوید ............ ! ! ! ! ! ! ! افاق را گر دیده ام بسیار خوبان دیده ام اما تو چیز دیگری برام دعا کنید تا بتونم از پس زندگی پراز سنگ بربیام خودم خیلی امیدوارم .... ادما زندگیشون بافکرشون پیش میره یعنی باید همیشه مثبت باشی تا زندگی خوبی داشته باشی ... اما بعضی وقتها مغز ادم هنگ میکنه ونمی تونه مثبت باشه و کم میاره واون وقته که زندگی بهش غلبه میکنه ووووو خوب دیگه سرتون و درد اوردم تا پستی دیگر جاویدان باشید دوستان وووووووو
|
