کاش می دیدم چیست
خانه
طالع بینی. تعبیر خواب
تیر 1387
کتابهای نانو و رایانه
DESIGNED BY
|
به نام خدا مادر عزيزم من هيچ وقت توي زندگي با كسي كه به اندازه تو دوستش داشته باشم ملاقات نداشتم هيچ كس هيچ موقع به اندازه ي تو باعث نشده بود كه من احساس خوشبختي كنم تو اين توانايي رو داشتي كه من رو مجذوب خودت كني تو روح بزرگي داري وقتي به خاطر يه چيزايي دعوام مي كني ، احساس مي كنم برات مهمم حتي اگه اينطور نباشه وقتي به مسائل من اهميت مي دي احساس رضايت مي كنم كاري كه براي خوشحال كردن من انجام مي دي برام ارزشمنده شخصيت و حس مسئوليتي كه داري منو شگفت زده مي كنه بهترين خاطرات زندگيم با تو بودنه از زماني كه به تو پيوستم بزرگ شدم و ديگه شيطنت نمي كنم به تو افتخار مي كنم حتي روزي كه نباشم زيباتر از تمامي دنياست مادرم مثل بهار عاطفه زيباست مادرم سرسبزتر از جنگل عشق پربارتر از نخل تمناست مادرم خورشيد خسته ي چشمش هنوز هم درخشنده تر از لوءلوء لاله هاست مادرم در آسمان آبي شبهاي باورم روشن تر از تمامي ثرياست مادرم وقتي ميان جاده ي بن بست مي ترسم بينم براي ياري ام آنجاست مادرم خوشبوتر از شميم خوش باغهاي ياس شكفته تر از خنده ي گلهاست مادرم با روح عشق بر سر سجاده نماز چون ذهن پاك و مصفاست مادرم هر كجا كه كارها مي خورد گره تنها كليد حل معماست مادرم
دل كه تنگ است كجا بايد رفت ؟! با كه بايد آميخت ؟! به كه بايد پيوست ؟! به درو دشت و دمن يا به باغ و گل و گلزار و چمن ؟! يا به يك خلوت تنهايي امن ؟! پير فرزانه من بانگ برآورد كه اين حرف نكوست دل كه تنگ است برو خانه دوست خانه اش خانه توست شانه اش جايگه گريه توست سخنش راهگشاست بوسه اش مرهم زخم دل تو عشق او چاره دلتنگي توست دل كه تنگ است برو خانه دوست خانه اش خانه توست خانه اش خانه توست..........
اگر ماه بودم به هر جا كه بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم اگر سنگ بودم به هر جا كه بودي سر بر رهگذار تو مي گذاشتم اگر ماه بودي به هر جا كه بودي شايد شبي با صد ناز بر لب بام من مي نشستي اگر سنگ بودي به هر جا كه بودم مرا مي شكستي ..!
خدایا ... آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهایم گذاشت
توساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن به اين كه من دوست دارم حتي يه ذره شك نكن جان اسير دل ،دل اسير دوست دوست چه مي داند ،دل اسير اوست
رفتم از شهر خدا ستاره چيدم واسه تو تو ستارمو سوزوندي ،آخرش گفتي برو آي دلت بسوزه بي رحم ، تو اسير دلتي كاش مي دونستي عزيزم ،اون ستاره خودتي
نمي دانم! ولي افتاد در قلبم كه اندوهي به خود دارد
نازنين يارم
آرزو دارم که مرگت را ببینم بر مزارت شاخه های گل بچینم آرزو دارم ببینم پر گناهی مرده ای در دوزخی و رو سیاهی جای آنکه عاشق زار تو باشم آرزو دارم عذادار تو باشم
رفتی و زنده نگه داشته ام یاد تو را از خدا می طلبم زندگی شاد تو را دوش من بود و یاران تو و مجلس شوق که شبی تازه کنیم از سر جان یاد تو را می زدم بوسه به عکس تو میان شمع و گل با غمت جشن گرفتم شب میلاد تو را
به روی برگ زندگی دو خط زرد می کشم و چشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم تو رفتی و کسی نگفت با خودش که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم
خیلی سخته اونی که اومد و کردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه خیلی سخته اونی که می گفت با چشمات می میره بره و دیگه سراغی از تو چشات نگیره
براي من نوشته گذشته ها گذشته تموم قصه ها هوس بود براي او نوشتم براي تو هوس بود براي من نفس بود كاشكي نبسته بودم زندگيمو به چشمات كاشكي نخورده بودم به سادگي فريب حرفات لعنت به من كه آسون به يك نگات شكستم به اين دل ديوونه را ه گريز و بستم نوشته هرچي بود تموم شد نوشتم عمر من حروم شد نوشته رفته اي ز يادم نوشتم شمع رو به بادم نوشته در دلم هوس مرد نوشتم دل توي قفس مرد كاشكي خبر نداشتي ديوونه نگاتم يه ذره خاك ناچيز افتاده زير پاتم
من چه کنم خیال تو منو رها نمی کنه اما دلت به وعده هاش یه کم وفا نمی کنه من ندیدم کسی رو که مثل تو موندگار باشه آدم خودش رو که تو دل اینجوری جا نمیکنه چشمامو بستم و دارم تو رو بهتر میبینم اما چشم تو بازم منو نگاه نمی کنه عمریه دارم صدات میکنم و جواب میدی عمریه چشمات ولی منو صدا نمیکنه نمیدونم چرا من شدم به عشق تو اسیر چرا عشق من چشاتو مبتلا نمیکنه نه دلت تنگه واسم نه حرفی داری بزنی آخه سنگم با شیشه اینجوری تا نمی کنه جون من خیلی کمه اما فدات..گرچه آدم جونشو برای هر کسی فدا نمی کنه من میگم خدا کنه یه جوری مال من بشی نمیدونم چرا این کار و خدا نمیکنه
من برگشتم خیلی دلم براتون تنگ شده بود ببخشید به دلیل مشکلاتی که پیش اومده بود نشد که بشه بازم معلوم نیست چقدر زود بیام پیشتون ولی حتما میام منتظرتونم یا حق
چاکر هر چی با مرام مخلص هر چی با وفا دربه در و هلاک یک همدم پاک و با صفا
|